همه روزه به سراسر ایران و اروپا ارسال داریم "روی ذره بین کادر پایین بزن و اسم کتاب مورد نظرتو جستجو کن "
۸۹۰٫۰۰۰
۵۰٪
۴۴۵٫۰۰۰
افزودن به سبد خرید
۵۰٪
۸۹۰٫۰۰۰
۴۴۵٫۰۰۰
افزودن به سبد خرید

توضیحات

ماد فلین دختری است که در یتیم خانه به گستاخی معروف است به همین دلیل وقتی خانم هاوتورن دوست داشتنی او را به فرزندخواندگی قبول می کند، ماد هم مثل دیگران حیرت زده می شود؛ تا اینکه متوجه می شود خواهران هاوتورن برای برگزاری جلسه احضار ارواح برای مشتری های داغدارشان به كمك او احتیاج دارند. ماد برای آنها نقش كودك مخفی را بازی می کند و به مرور زمان در این شیادی غرق می شود. او در دوراهی ندای وجدان و نیازش به جلب محبت در تقلا است که خیانتی تکاندهنده از بی رحمی سرپرستانش پرده برداری می کند و ...

کتاب ساحل رویاها نوشته لورا امی اشلیتس و ترجمه مطهره ابراهیم زاده است.

این کتاب را به تمام کودکان و نوجوانان علاقه‌مندان به داستان‌های پر از معما و ماجراجویی پیشنهاد می‌کنیم

بعد از اینکه خواهران هایسینت، ماد را به سرپرستی می‌‎گیرند، ماد متوجه می‎‌شود که آن‌ها به او احتیاج دارند تا جزئیات یک نقشه‌‎ی دقیق را کامل کنند. اما این نقشه چیست؟ خواهران هایسینت، خانواده‎‌های پولدار و متمول را که به تازگی عزیزی را از دست داده‌‎اند به خانه‌‎شان دعوت می‎‌کنند و ادعا می‌‎کنند که می‌‎توانند با روح آن فرد ارتباط برقرار کنند. بدین شکل از آن‎ها پول زیادی می‎‌گیرند. ماد در این نقشه به عنوان «کودک مخفی» شناخته می‌‎شود. بعد از آنکه ماد متوجه می‎‌شود که در چه فریب بزرگی آن‎هارا همراهی می‌‎کند، میان دو راهی قرار می‌‎گیرد: خشنود کردن سرپرستانش و وجدان خودش. تا اینکه اتفاقی تکا‌ن‌‎دهده باعث می‌‎شود ماهیت واقعی خواهران آشکار شود…

در بخشی از کتاب میخوانیم


ماد فیلین در صبح بهترین روز زندگی اش در دستشویی بیرون ساختمان زندانی شده بود و سرود نبرد جمهوری را برای خودش می خواند. او را برای تنبیه در آنجا زندانی کرده بودند. یتیم خانه دخترانه باربری خیلی شلوغ بود تقریباً هیچ‌کس از اتاق های ساختمان آجری و بزرگ یتیم خانه بلااستفاده نمانده بود به همین خاطر مکانهای کمی برای زندانی کردن دختری که بدرفتاری کرده بود وجود داشت .

دستشویی یکی از این مکان ها بود و خیلی هم به درد این کار می خورد، چون بچه ها از آنجا نفرت داشتند .

با اینکه سرایدار هر روز آنجا را می‌سابید و تمیز میکرد اما باز هم بوی بدش عقل از سر آدم می‌پراند.

آنجا فقط یک پنجره مرتفع داشت که خیلی کوچک و باریک بود و فقط به قدری دستشویی را روشن می‌کرد تا به آدم نشان دهد آن آنجا پر از عنکبوت است.

ماد همیشه جلو بقیه لاف میزد که از عنکبوت ها نمی ترسد ، اما حالا که آنجا روی نیمکت چوبی نشسته با پاهایش را تاب میداد حالش با بقیه بچه ها فرقی نداشت.

هر خارش که رو بدنش احساس می کرد فکر می‌کرد که یک عنکبوت دارد روی بدنش راه میرود.

اولین بخش سرود را تمام کرد به سراغ بخش بعدی رفت.

دستشویی خیلی سرد بود و سرود خواندن باعث میشد که گرما در بدنش جریان پیدا کند.

البته ماد هدف دیگری هم برای سرود خواندن داشت ، او می خواست به همه کسانی که از آن نزدیکی رد میشدند بفهماند که روح ماد فلین آسیب ناپذیر است و هرگز پا پس نخواهد کشید .

او تصور میکرد که این سرود در رابطه با جنگ و برده داری است و با خواندن آن سعی داشت که در برابر مسئولان یتیم خانه قد علم کند و مشت محکمی بر دهان روز مزخرفی که گریبان گیرش شده بود بکوبد.

دیدگاه کاربران